اگه خندی ...
مامانم رفته بود خونه دائیم .. پسر دائیم دسته گل آب داده بود و زن دائیم داشت تنبیهش میکرد بعد پسر دائیم گفته به خدا مامان من نبودم زن دائیم هم گفته آره جونه عمت تو نبودی آره ارواح خیک عمت تو نبودی که یهو دو زاریش میفته که مامانم آنجاست دوباره شروع میکنه پسر دائیم رو به کتک زدن میگه آره جونه خالت تو نبودی بعد میبینه نمیشه هیچجور جمع و جورش کنه رو میکنه به مامانم میگه به خدا من خودم هم عمم :|
ميخوای همه فاميلاتو يه جا ببيني؟
.
.
.
.
...
.
.
.
.
.
.
.
.
.
كافيه با دوس دخترت/دوست پسرت بري بيرون...............
از داخل پذیرایی صدایی میشنوم :سعــــــــــــــــــــید ، به خدا تو آخر ایدز میگیری تو این فیس بوک !
پاشو برو نون بخر :|
بابام تصمیم گرفته رابطشو با من دوستانه کنه!
دیروز انقد قلقلک داد که کبود شدم! تازه یه بار شوخی شوخی داشت جدی از پله ها پرتم میکرد پایین!
:|
سر شام ميگم كلا از مرغ و گوشت بدم اومده ميخوام گياهخوار شم.داداشم ميگه بيا يه طناب ميبنديم گردنت هرروز چند ساعت ميبريمت زمين چمن پارك نزديك خونه!
:|
محض رضای خدا یکی واسه این مادرا شفاف سازی کنه ...!
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
اگه یه لباس جدید میخریم معنیش این نیست که میتونی قبلی رو دستمال گردگیری کنی... :|
خالم آش نذری پخته امروز .. پسر خالم از صبح رفته آرایشگاه تا نیم ساعت پیش که اومده .. بهش میگم این کارا واسه چیه ؟ میگه میخوام برم نذری هارو بدم به همسایه ها زشته جلو دختراشون تیپ نزنم .. :|
ميخوای همه فاميلاتو يه جا ببيني؟
.
.
.
.
...
.
.
.
.
.
.
.
.
.
كافيه با دوس دخترت/دوست پسرت بري بيرون...............
از داخل پذیرایی صدایی میشنوم :سعــــــــــــــــــــید ، به خدا تو آخر ایدز میگیری تو این فیس بوک !
پاشو برو نون بخر :|
بابام تصمیم گرفته رابطشو با من دوستانه کنه!
دیروز انقد قلقلک داد که کبود شدم! تازه یه بار شوخی شوخی داشت جدی از پله ها پرتم میکرد پایین!
:|
سر شام ميگم كلا از مرغ و گوشت بدم اومده ميخوام گياهخوار شم.داداشم ميگه بيا يه طناب ميبنديم گردنت هرروز چند ساعت ميبريمت زمين چمن پارك نزديك خونه!
:|
محض رضای خدا یکی واسه این مادرا شفاف سازی کنه ...!
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
اگه یه لباس جدید میخریم معنیش این نیست که میتونی قبلی رو دستمال گردگیری کنی... :|
خالم آش نذری پخته امروز .. پسر خالم از صبح رفته آرایشگاه تا نیم ساعت پیش که اومده .. بهش میگم این کارا واسه چیه ؟ میگه میخوام برم نذری هارو بدم به همسایه ها زشته جلو دختراشون تیپ نزنم .. :|
+ نوشته شده در یکشنبه سیزدهم مرداد ۱۳۹۲ ساعت 12:1 توسط دیوید ویا
|